|
کی برد نوشته های یک ذهن آشفته می نویسم پس هستم :)
| ||
|
این روزها دیگه حال کتاب خوندن ندارم درسته چندوقته کتاب نخریدم ولی تازگی ها همه متوجه اعتیادم شدن و به هر مناسبتی واسم کتاب می خرن حالا بماند که مامانم چند وقته می خواد آرزوی دیرینه من رو برآورده کنه و برام شاهنامه بخره دست خودم نیست نمی تونم پول جمع کنم خودم واسه خودم بخرم زندگی پرخرج شده ها یه استادی داشتیم به حالت فسیل پرت شدم از مسئله این استادمون می گفت بچه های امروز فقط مصرف کننده هستن گذشت اون زمان ها که بچه ها نیروی کار خانواده محسوب میشدن من احتمال میدم این تجربه رو از قرون وسطی به دست آورده بود .........................گفتم اگه الان ننویسم شاید یادم بره بعدا بگم.......................... حدودا 4 یا 5 سال پیش که من هنوز می رفتم کلاس زبان 1 استاد مرد داشتم که اون موقع ها 45یا48 سالش بود وای خدایا فرشته بود این مرد همیشه سرکلاس هامون واسه بحث آزاد 1موضوع همیشگی داشت این که در طول تارخ زن ها موفق تر بودن یا مردها و خلاصه جنگی به پا میشد و خودش به بقیه می خندید وقت کلاس که تموم میشد از جاش بلند میشد کیفش رو بر میداشت و می گفت: به هرحال من به استعداد انسان ها باور دارم نه مرد یا زن بودنشون یعنی من عاشق این جمله اش هستم اصن یه وضعی [ ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٥:٥٩ ب.ظ ] [ مینا ]
وارد داروخونه میشم کلی منتظر میشم که نوبتم شه 1آقایی وارد میشه و خیلی سریع میگه چی میخواد تازه متوجه می شم داروخونه هم حق تقدم نداره به دکتر داروخونه وسط اون همه شلوغی میگم برام قرص بیاره در حین انتظارم از نسخه یکی از مریض ها قیمت قرصی که می خوام رو متوجه میشم 200تومن حدودا بعد از پیچیدن 2تا نسخه قرص هام رو میذاره جلوم حالم از اولش هم بدتر شده هیچی نمی فهمم بدون اینکه بپرسم باید چقدر بدم 2000تومن میذارم روی پیشخون دکتر با نگاهش مردی که کنارم ایستاده رو نشونه می گیره و میگه "میشه 2400" من هنوزم گیجم و زل زدم به دکتر با خودم میگم شاید منظورش من بودم 2000تومن میذارم رو پیشخون 1چیزی می گه که کلا نمیشنوم انگار دارم بیهوش میشم بقیه پولم رو بهم میده از داروخونه میام بیرون فکر میکنم؛ قیمت هر ورق قرص رو 800تومن تخمین میزنم و یادم میاد که قرص ها رو آزاد گرفتم و به این فکر میکنم که به خاطر عکس العمل ضایعی که داشتم بهتره دیگه این داروخونه نرم میام خونه خیلی گرممه کولر روشن و من هنوز گرممه میام توی اتاق دارم از سرما می لرزم دندونم بهم می خوره از سرما ول توی اتاق که کولر روشن نیست زیر پتوم می خزم بیشتر سردم میشه فکر کنم ترموستات بدنم معکوس کار می کنه .............................جهت تعویض حال و هوا............................................... پ.ن: صدای خواهرم رو می شنوم در حالی که به زور نفس می کشم لطفا با آهنگ بخوانید و با صدای بچه ی تازه به زبان آمده و گاهی صدای آقا سیبیلوی همسایه " ای خدا آخه چرا.... تو بگو آخه چرا .... گوشی من خاموش شده..... مو تو رو می خوام و...... امیییییید جهاااااااااااااااان ..... دین دین دین دین دیییییییین.... به تو گفتم واسه تو زیادم اما ؛ واسه تو داشتم می مردم ؛تو رو با اون خره دیدم داشتم می مردم.... و .............." این هم از دل خوش خواهر کوچیکه ما خواهر: مینا داری چی می نویسی؟ به چی میخندی؟ من:دارم آپ می کنم؛ به هیچی نمی خندم
این یعنی خدا هنوز واسش مهمه من بخندم [ ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٧ ب.ظ ] [ مینا ]
سال هاست ذهن بشریت متوجه این موضوع خطیر نیمه گمشده است چه آدم هایی که در راه پیدا کردن این نیمه گمشده خودشون رو به آب و آتیش زدن واقعا ما آدم ها کوته فکریم خدا رو شکر که ذهن بشریت دیگه می تونه استراحت کنه من مفتخرم که بگم محققان اینترنتی ایرانی راه رو پیدا کردن واقعا باعث افتخاره با یک کلیک نیمه گمشده خود را بیابید تازه مزیتش اینه که در مدل های مختلف می تونید نیمه گوشده خودتون رو پیدا کنید
+داشتم "دانلود منیجر" دانلود میکردم توی تبلیغات بالای اون سایت این سایت ناب رو پیدا کردم حالا چطوری به بشریت اعلام کنم که دیگه پیدا کردن نیمه گمشده 1رویا نیست و به آسونی 1کلیک شده [ ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٥٦ ق.ظ ] [ مینا ]
گوشیم رو نگاه می کنم 1پاکت نامه کوچولو گوشه سمت راست بالای صفحه اش می بینم پروردگارا یعنی کی می تونه باشه؟ مشترک گرامی با شارژ 37140 ریال دیگر برنده 4200 ریال اعتبار هدیه داخل شبکه ایرانسل خواهید شد ایرانسل
خدایا ممنونم که باعث نشدی من همچنان متعجب باقی بمونم ایرانسل عزیزم ممنون که منو می خندونی
رندگی زیباست [ ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٢:٢۳ ب.ظ ] [ مینا ]
گاهی به این فکر می کنم که چی باعث میشه من اینقدر اینجا رو دوس داشته باشم دنیایی که حتی واقعی نیست دنیایی که آدم هاش رو نمی شناسم فکر می کنم تنها دلیلش این باشه که توی این دنیای مجازی دوست هایی دارم که واقعی هستن این دنیای مجازی بهم اجازه می ده افکارم رو بیان کنم بدون اینکه خجالت بکشم یا بترسم بدون ترس از اینکه چون متفاوت فکر می کنم طرد شم بدون خجالت از اینکه اگه چیزی رو نمی فهمم یا اشتباه برداشت کردم مورود تمسخر قرار بگیرم همه ما حداقل 1بار این تجربه رو داشتیم که به خاطر کژ فهمی که از موضوعی داشتیم رفتاری باهامون شه که انتظارش رو نداشتیم و آزرده خاطر شیم حالا اینکه بعضی ها از همون لحظه تصمیم گرفتن افکاری که ازشون اطمینان 100% ندارن رو دیگه بیان نکنن یا اینکه اون دسته ای که مثل من بودن و هنوز از رو نرفتن و اون احتمال 50% کمتر رو هم هنوز به زبون میارن توی زندگیم کسی نیست که مثل من فکر کنه شاید زیادی عجیب غریب باشم از نظر اطرافیان اون قدر که بعضی ها دوسم دارن و بعضی ها ازم متنفرن این دنیای مجازی رو دوس دارم چون دوست های خوبی رو بهم هدیه داده؛ این دنیا به خیلی ها فرصت این رو داده که خودشون باشن همونی که هستن و هیچ کس نمی شناسه بدون این که خودمون بدونیم این دنیا داره بهمون کمک می کنه هرچند که هنوز هم هستن آدم هایی که دارن از این محیط سواستفاده می کنن و به لطف این افراد هنوزم آدم هایی هستن که دنیای مجازی رو جدی نمی گیرن و معتقد هستن فقط 1دنیای دروغی اما همین دنیای دروغی همین دنیای مجازی یا هر چیز دیگه ای که بهش می گن به من یاد داد من هنوز زنده ام و حق دارم شاد باشم و بهترین هدیه های دنیا یعنی دوست های خوبم رو بهم داد [ ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱:٢٢ ب.ظ ] [ مینا ]
روز زن رو به همه ی زن های سرزمینم تبریک می گم روزت مبارک مامانی جوونی خودم
پ.ن: دوستان عزیزم من به شما روز زن رو تبریک نمی گم منتظر بمونید تا روز خودمون که همون روز دختر باشه پ.ن: به طور اتفاقی رنگ نوشته ها و عکس با هم ست شد [ ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٢:٢۳ ب.ظ ] [ مینا ]
یه عصر جمعه است و نشستی تو خونه حوصله ات سر رفته و این مدلی هستی ده بار گوشیت رو چک کردی ولی آخه کی به تو s میده سالی یه بار هم سراغت رو نمی گیرن انتظار دارن درجا بهشون وقت هم بدی بعله مردم انتظاراتشون رفته بالا با این وجود مجردی و تنهایی رو عشقه
پ.ن: بچه آخه چرا کامنت می ذاری در میری؟ پ.ن:تا حالا واسم اتفاق نیفتاده بود 1چیزی کنار اتاقم خاک بخوره پ.ن: 1) 100میلیون داشته باشی بری خارج از کشور تحصیل کنی 2)1میلیارد داشته باشی ازدواج کنی تفکرات 2جوان هم سن در یک مقطع زمانی مشابه با این تفاوت که دومی پولشو داره اولی نداره [ ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٧:٠۱ ب.ظ ] [ مینا ]
[ ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۳۳ ق.ظ ] [ مینا ]
|
![]()
![]() ![]() | |
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||