کی برد نوشته های یک ذهن آشفته
می نویسم پس هستم :) 
قالب وبلاگ
نويسندگان

این روزها دیگه حال کتاب خوندن ندارمدل شکسته باورم نمیشه جنگ و صلح که خوندنش واسم 1رویا بود توی قفسه کتاب های نخونده داره خاک می خورهافسوس و ای کاش فقط همین 2جلد کتاب بود که درحال خاک خوردن بود اونقدر زیاد شدن که باورم نمیشه

درسته چندوقته کتاب نخریدم ولی تازگی ها همه متوجه اعتیادم شدن و به هر مناسبتی واسم کتاب می خرنخنثی

حالا بماند که مامانم چند وقته می خواد آرزوی دیرینه من رو برآورده کنه و برام شاهنامه بخرهمژه

دست خودم نیست نمی تونم پول جمع کنم خودم واسه خودم بخرمکلافه از طرفی هم از وقتی رفتم دانشگاه دیگه نمیشه تا پول تو جیبی می گیرم بدوم برم کتاب شهر همه رو کتاب بخرم و 1ماه تو خونه بشینم

زندگی پرخرج شده هانگران دوس دارم کار کنم که دیگه از بابام پول نگیرم حس سربار بودن دارم این روزهاافسوس

یه استادی داشتیم به حالت فسیلنیشخند که خیلی اعتقاد داشت جووون و خوشتیپ و هروقت کسی بهش می گفت پیر شدی افسردگی می گرفتخنده البته من همیشه بهش می گفتم که سن و سالی نداره و اگه داداش کوچیکتر داشتم حتما هم سن اون بودقهقههاونم 1حالی می کرد که نگونیشخند

پرت شدم از مسئله این استادمون می گفت بچه های امروز فقط مصرف کننده هستن گذشت اون زمان ها که بچه ها نیروی کار خانواده محسوب میشدنیول

من احتمال میدم این تجربه رو از قرون وسطی به دست آورده بودخنده ولی خب با قسمت مصرف کننده بودن موافقمخنثی

.........................گفتم اگه الان ننویسم شاید یادم بره بعدا بگم..........................

حدودا 4 یا 5 سال پیش که من هنوز می رفتم کلاس زبان 1 استاد مرد داشتم که اون موقع ها 45یا48 سالش بود وای خدایا فرشته بود این مردفرشتهقلب من واقعا عاشقش هستمقلب این استادمون از 17سالگی رفته بود آمریکا و مهندس الکترونیک بودقلب و 28سال اونجا زندگی کرده بود و خیلی دوس داشتنی بودقلب الان چند سالی هست از اینجا رفته دل شکسته

همیشه سرکلاس هامون واسه بحث آزاد 1موضوع همیشگی داشت این که در طول تارخ زن ها موفق تر بودن یا مردها و خلاصه جنگی به پا میشد و خودش به بقیه می خندیدخیال باطل هر ترم این ماجرا رو داشتیم

وقت کلاس که تموم میشد از جاش بلند میشد کیفش رو بر میداشت و می گفت: به هرحال من به استعداد انسان ها باور دارم نه مرد یا زن بودنشون

یعنی من عاشق این جمله اش هستمقلب

اصن یه وضعیمژه

[ ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٥:٥٩ ‎ب.ظ ] [ مینا ]

وارد داروخونه میشم کلی منتظر میشم که نوبتم شه 1آقایی وارد میشه و خیلی سریع میگه چی میخواد تازه متوجه می شم داروخونه هم حق تقدم ندارهخنثی

به دکتر داروخونه وسط اون همه شلوغی میگم برام قرص بیاره

در حین انتظارم از نسخه یکی از مریض ها قیمت قرصی که می خوام رو متوجه میشم 200تومن

حدودا بعد از پیچیدن 2تا نسخهمنتظر

قرص هام رو میذاره جلوم

حالم از اولش هم بدتر شده هیچی نمی فهمم بدون اینکه بپرسم باید چقدر بدم 2000تومن میذارم روی پیشخون دکتر با نگاهش مردی که کنارم ایستاده رو نشونه می گیره و میگه "میشه 2400"

من هنوزم گیجم و زل زدم به دکتر با خودم میگم شاید منظورش من بودم 2000تومن میذارم رو پیشخون 1چیزی می گه که کلا نمیشنوم انگار دارم بیهوش میشم بقیه پولم رو بهم میده

از داروخونه میام بیرون فکر میکنم؛ قیمت هر ورق قرص رو 800تومن تخمین میزنم و یادم میاد که قرص ها رو آزاد گرفتم

و به این فکر میکنم که به خاطر عکس العمل ضایعی که داشتم بهتره دیگه این داروخونه نرم

میام خونه خیلی گرممه کولر روشن  و من هنوز گرممه میام توی اتاق دارم از سرما می لرزم دندونم بهم می خوره از سرما ول توی اتاق که کولر روشن نیست زیر پتوم می خزم بیشتر سردم میشه فکر کنم ترموستات بدنم معکوس کار می کنهابرو

.............................جهت تعویض حال و هوا...............................................

پ.ن: صدای خواهرم رو می شنوم در حالی که به زور نفس می کشمتعجبتعجبتعجب

لطفا با آهنگ بخوانید و با صدای بچه ی تازه به زبان آمده و گاهی صدای آقا سیبیلوی همسایهنیشخند

" ای خدا آخه چرا.... تو بگو آخه چرا .... گوشی من خاموش شده.....

مو تو رو می خوام و...... امیییییید جهاااااااااااااااان .....

دین دین دین دین دیییییییین....

به تو گفتم واسه تو زیادم اما ؛ واسه تو داشتم می مردم ؛تو رو با اون خره دیدم داشتم می مردم....

و .............."

این هم از دل خوش خواهر کوچیکه ماخنده

خواهر: مینا داری چی می نویسی؟ به چی میخندی؟سوال

من:دارم آپ می کنم؛ به هیچی نمی خندمشیطان

 

این یعنی خدا هنوز واسش مهمه من بخندملبخند

[ ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ ] [ مینا ]

سال هاست ذهن بشریت متوجه این موضوع خطیر نیمه گمشده است یول و هنوز راهی برای پیدا شدن اون نیمه آدم ها پیدا نشده متاسفانهافسوس

چه آدم هایی که در راه پیدا کردن این نیمه گمشده خودشون رو به آب و آتیش زدنقهر ولی زهی خیال باطل (ذهی یا یا زحی یا ذهی یا...نیشخند اصلا زهی بود؟سوال)

واقعا ما آدم ها کوته فکریمقهر

خدا رو شکر که ذهن بشریت دیگه می تونه استراحت کنه

من مفتخرم که بگم محققان اینترنتی ایرانی راه رو پیدا کردنهورا

واقعا باعث افتخارهگریه ( اشک شوق بودا)

با یک کلیک نیمه گمشده خود را بیابید

تازه مزیتش اینه که در مدل های مختلف می تونید نیمه گوشده خودتون رو پیدا کنیدیولازدواج دائم و ازدواج موقت و...نیشخند

 

+داشتم "دانلود منیجر" دانلود میکردم توی تبلیغات بالای اون سایت این سایت ناب رو پیدا کردمنیشخند

حالا چطوری به بشریت اعلام کنم که دیگه پیدا کردن نیمه گمشده 1رویا نیست و به آسونی 1کلیک شدهسوال

[ ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ ] [ مینا ]

گوشیم رو نگاه می کنم متفکر

 1پاکت نامه کوچولو گوشه سمت راست بالای صفحه اش می بینمتعجب

پروردگاراتعجب

یعنی کی می تونه باشه؟ مژه

مشترک گرامی با شارژ 37140 ریال دیگر برنده 4200 ریال اعتبار هدیه داخل شبکه ایرانسل خواهید شد

ایرانسل

قهقههقهقههقهقهه

خدایا ممنونم که باعث نشدی من همچنان متعجب باقی بمونممژهماچ

ایرانسل عزیزم ممنون که منو می خندونیماچ

 

رندگی زیباستقلب به همین سادگی

[ ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ مینا ]

گاهی به این فکر می کنم که چی باعث میشه من اینقدر اینجا رو دوس داشته باشم دنیایی که حتی واقعی نیست دنیایی که آدم هاش رو نمی شناسم

فکر می کنم تنها دلیلش این باشه که توی این دنیای مجازی دوست هایی دارم که واقعی هستن این دنیای مجازی بهم اجازه می ده افکارم رو بیان کنم بدون اینکه خجالت بکشم یا بترسم

بدون ترس از اینکه چون متفاوت فکر می کنم طرد شم

بدون خجالت از اینکه اگه چیزی رو نمی فهمم یا اشتباه برداشت کردم مورود تمسخر قرار بگیرم

همه ما حداقل 1بار این تجربه رو داشتیم که به خاطر کژ فهمی که از موضوعی داشتیم رفتاری باهامون شه که انتظارش رو نداشتیم و آزرده خاطر شیم

حالا اینکه بعضی ها از همون لحظه تصمیم گرفتن افکاری که ازشون اطمینان 100% ندارن رو دیگه بیان نکنن یا اینکه اون دسته ای که مثل من بودن و هنوز از رو نرفتن و اون احتمال 50% کمتر رو هم هنوز به زبون میارن

توی زندگیم کسی نیست که مثل من فکر کنه شاید زیادی عجیب غریب باشم از نظر اطرافیان اون قدر که بعضی ها دوسم دارن و بعضی ها ازم متنفرن

این دنیای مجازی رو دوس دارم چون دوست های خوبی رو بهم هدیه داده؛ این دنیا به خیلی ها فرصت این رو داده که خودشون باشن همونی که هستن و هیچ کس نمی شناسه

بدون این که خودمون بدونیم این دنیا داره بهمون کمک می کنه هرچند که هنوز هم هستن آدم هایی که دارن از این محیط سواستفاده می کنن و به لطف این افراد هنوزم آدم هایی هستن که دنیای مجازی رو جدی نمی گیرن و معتقد هستن فقط 1دنیای دروغی

اما همین دنیای دروغی همین دنیای مجازی یا هر چیز دیگه ای که بهش می گن به من یاد داد من هنوز زنده ام و حق دارم شاد باشم و بهترین هدیه های دنیا یعنی دوست های خوبم رو بهم داد

[ ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱:٢٢ ‎ب.ظ ] [ مینا ]

روز زن رو به همه ی زن های سرزمینم تبریک می گم

روزت مبارک مامانی جوونی خودم

 


پ.ن: دوستان عزیزم من به شما روز زن رو تبریک نمی گم منتظر بمونید تا روز خودمون که همون روز دختر باشهماچ من اینجوری دوس دارمچشمک

پ.ن: به طور اتفاقی رنگ نوشته ها و عکس با هم ست شدمژه

[ ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ مینا ]

یه عصر جمعه است و نشستی تو خونه حوصله ات سر رفته و این مدلی هستیچشم احتمالا داری دنبال چیزی می گردی که حوصله ات رو برگردونهمتفکر

ده بار گوشیت رو چک کردی ولی آخه کی به تو s میدهشیطان زنگ خور گوشیت هم که از یادت رفته حسابیخنده بعد بهت می گن چرا گوشیت همش سایلنتساکت خب شما سایلنتش می کنید دوستان عزیزخنثی

سالی یه بار هم سراغت رو نمی گیرن انتظار دارن درجا بهشون وقت هم بدیعینک

بعله مردم انتظاراتشون رفته بالاقهر

با این وجود

مجردی و تنهایی رو عشقهقلب

 

 پ.ن: بچه آخه چرا کامنت می ذاری در میری؟مژه خو آدرس خونتون رو میگفتی حداقلچشمک نکنه مهمون گریزی افسون خانوممتفکر

پ.ن:تا حالا واسم اتفاق نیفتاده بود 1چیزی کنار اتاقم خاک بخورهخنثی اما الان سازم حسابی خاک خورده گریه آثارش موجودهگریه حیف که باید طبق برنامه ام پیش برم من میتونمخنثی

پ.ن: متفکربه نظر شما کدام گزینه فرهنگی تره:

1) 100میلیون داشته باشی بری خارج از کشور تحصیل کنی

2)1میلیارد داشته باشی ازدواج کنی

تفکرات 2جوان هم سن در یک مقطع زمانی مشابه با این تفاوت که دومی پولشو داره اولی ندارهنیشخند همین تفاوت مشکل ساز شده به خداناراحت

[ ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٧:٠۱ ‎ب.ظ ] [ مینا ]

دلم بارون می خوادافسوس


ادامه مطلب
[ ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

زاده بلندترین شب سالم در میان اشک های آسمان و اسیر معادلات ناپایانی که سالهاست برای یافتن مجهولات انسان ها را به بند خود کشیده اند
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
RSS Feed

<p

<p

<p

<p

<p

<p

<p

<p